تبلیغات
سیمرغ - مادرم قالی میبافت
پنجشنبه 9 آذر 1391

مادرم قالی میبافت

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

به کارهای خانه میرسم ، تا مادرم آخرین رجهای قالی را که یک سال پیش شروع کرده بود گره بزند تا ...

دوباره بوی نان تنوری فضای خانه را پرکند و من بی واهمه از مقابل بقال محل رد شوم و سرم را بلند نگه دارم که تا ساعتی دیگر پول کیسه ی آرد سال قبل را پرداخت خواهم کرد...از آنجا به نزد دوره گردی می روم که هر روز با وانت قراضه اش بساط پهن میکند و آن روسری صورتی رنگی را که خواهر کوچکم دوست داشت ورانداز میکنم و از فروشنده می خواهم آنرا بپیچد و نگه دارد . که بی درنگ با پول برخواهم گشت.

بر تپه می نشینم منتظر ، دور دست را نظاره می کنم ، دلال قالی از دور نمایان می شود و من در تب و تاب اینکه چقدر چانه خواهم زد تا دسترنج یک سال مادرم به مفت تاراج نشود..

شب به خانه می آیم، صدای سرفه ی مادر امانش را بریده و من روی آن را ندارم که بگویم دیگر عطاری محل به نسیه دارو نمیدهد و نه آردی برای نان پختن خریدم و نه آذوقه ای ، و باید هنوز خواهرم روسری پاره ی پارسال را سر کند که پول قالی را درست در همان جیب گذاشتم که سوراخ است...



ساعت فلش



ساعت فلش



پیچک

كد تقویم

قالب وبلاگ

ابزار نظرسنجی

نظرسنجی
پیچک دریافت کد ذکر ایام هفته برای وبلاگ

فال حافظ



دیکشنری آنلاین

دیکشنری آنلاین


..

طالع بینی ازدواج

پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک


بازی آنلاین


جاوا اسكریپت


ابزار چت روم

چت روم



مترجم سایت

مترجم سایت

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

آپلود عكس

آپلود عكس

کد نمایش آب و هوا

کد نمایش آب و هوا

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود آهنگ جدید خرید ساعت مچی نیازمندی های آستارا - پایگاه نیازمندی های شهرستان آستارا دانلود آهنگ جدید امید جهان [cb:post_like]