تبلیغات
سیمرغ
چهارشنبه 12 شهریور 1393

نمره نقاشی

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

پسر کوچولو از مدرسه اومد و دفتر نقاشیش رو پرت کرد روی زمین! بعد هم پرید بغل مامانش و زد زیر گریه! مادر نوازش و آرومش کرد و خواست که بره و لباسش رو عوض کنه. دفتر رو برداشت و ورق زد. نمره نقاشیش ده شده بود! پسرک، مادرش رو کشیده بود، ولی با یک چشم! و بجای چشم دوم، دایره‌ای توپر و سیاه گذاشته بود! معلم هم دور اون، دایره‌ای قرمز کشیده بود و نوشته بود: «پسرم دقت کن!»



ادامه مطلب

چهارشنبه 22 مرداد 1393

حرف مفت نزن

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

اصطلاح حرف مفت زدن داستانی داره که خالی از لطف نیست!

در زمان ناصرالدین شاه اولین تلگراف خانه تأسیس شد اما مردم استقبالی نکردند و کسی باور نداشت پیامش با سیم به شهر دیگری برود.

به ناصرالدین شاه گفتند تلگرافخانه بی مشتری مانده و کارمندانش انجا بیکار نشسته اند دستور داد به مدت یک ماه مردم بیایند مجانی هرچه می خواهند تلگراف بزنند و چون مفت شد همه هجوم آوردند و بعد از مدتی دیدند پیام هایشان به مقصد می رسد وهجوم مردم روز به روز زیادتر شد در حدی که دیگر کارمندان قادر به پاسخ گویی نبودند! سرانجام ناصرالدین شاه که مطمئن شده بود دستور داد سر در تلگراف خانه تابلویی بزنند بدین مضمون - بفرموده  شاه از امروز حرف مفت زدن ممنوع! واصطلاح حرف مفت زدن از آن زمان به یادگار مانده است.

عصر ایران


دوشنبه 12 خرداد 1393

داستانی پسرونه

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

سه نفر زن می خواستند از سر چاه آب بیاورند که ...



ادامه مطلب

شنبه 3 خرداد 1393

تنها هشت دقیقه

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

نگاه ها همه بر روی پرده سینما بود.

اکران فیلم شروع شد،

شروع فیلم سقف یک اتاق دو دقیقه بعد همچنان سقف اتاق, سه, چهار, پنج, ...,هشت دقیقه اول فیلم فقط سقف اتاق!

صدای همه در آمد. 

اغلب حاضران سینما را ترک کردند

ناگهان دوربین حرکت کرد و آمد پایین و به جانباز قطع نخاع خوابیده روی تخت رسید.

زیرنویس فیلم

 این تنها ۸ دقیقه از زندگی این جانباز بود و ما طاقت نداشتیم ...
عصر ایران


دوشنبه 22 اردیبهشت 1393

زندگی مثل کوهه

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

پدر و پسری مشغول قدم زدن در كوه بودند که ناگهان پای پسر به سنگی گیر کرد، به زمین افتاد و ناخودآگاه فریاد کشید: آآآی ی ی !!
صدایی از دوردست آمد: آآآی ی ی!!
...


ادامه مطلب

چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393

گردنبند پربرکت

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

روزی پیامبر (ص) در مسجد نشسته بودند. عرب بادیه نشینی وارد شد و گفت: « ای رسول خدا (ص)! من گرسنه ام، لباس مناسبی ندارم، پولی هم ندارم و مقروض نیز هستم، کمکم کنید. » پیامبر (ص) فرموند:« اکنون چیزی ندارم. » سپس به بلال فرمودند:« این مرد را به خانه دخترم، فاطمه (س) ببر و به دخترم بگو که پدرت او را فرستاده است.»



ادامه مطلب

چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393

آیینه و شیشه

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست ...
عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟
گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد.
بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی؟
گفت: خودم را می بینم !
عارف گفت: ولی دیگر دیگران را نمی بینی !
آینه و پنجره هر دو از یک ماده ی اولیه ساخته شده اند و آن چیزی نیست جز "شیشه"
اما در آینه لایه ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمی بینی
این دو شی شیشه ای را با هم مقایسه کن :
وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می بیند و به آنها احساس محبت می کند.
اما وقتی از جیوه (یعنی ثروت) پوشیده می شود، تنها خودش را می بیند !

تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش جیوه ای را از جلو چشم هایت برداری، تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری ...
عصر ایران


چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393

تعبیر خواب

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

مردی داشت در جنگل‌های آفریقا قدم می زد که ناگهان صدای وحشتناکی که دایم داشت بیشتر می شد به گوشش رسید. 

به پشت سرش که نگاه کرد دید شیر گرسنه‌ایی با سرعت باورنکردنی دارد به سمتش می‌آید و بلافاصله مرد پا به فرار گذاشت و شیر که از گرسنگی تورفتگی شکمش کاملا به چشم می‌زد داشت به او نزدیک و نزدیک‌تر می‌شد که ناگهان مرد چاهی را در مقابل خود دید که طنابی از بالا به داخل چاه آویزان بود و ... 



ادامه مطلب

یکشنبه 11 اسفند 1392

برادران منصف

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی کار می کردند که یکی از آنها ازدواج کرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود . شب که می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصف می کردند .

یک روز برادر مجرد با خودش فکر کرد...


ادامه مطلب

پنجشنبه 1 اسفند 1392

دروغ در لباس حقیقت

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

روزی دروغ به حقیقت گفت: میل داری با هم به دریا برویم و شنا کنیم؟ حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد. آن دو با هم به کنار ساحل رفتند.

وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را در آورد. دروغ حیله گر لباسهای او را پوشید و رفت.
 
از آن روز همیشه حقیقت عریان و زشت است، اما دروغ درلباس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود.
عصر ایران


پنجشنبه 24 بهمن 1392

سلام بی جواب

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

روزی سقراط ، حکیم معروف یونانی، مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثراست. علت ناراحتیش را پرسید ،پاسخ داد:"در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم.سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذ شت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم."

سقراط گفت:"چرا رنجیدی؟...


ادامه مطلب

شنبه 12 بهمن 1392

زرنگی به سبک ایرانی

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

سازمان بهداشت جهانی برای آزمایش یک واکسن خطرناک وجدید احتیاج یه داوطلب داشت. از میان مراجعین فقط سه نفر واجد شرایط اعلام شدند:...



ادامه مطلب

پنجشنبه 3 بهمن 1392

مرد و مرگ

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

یه بنده خدا نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پیشش ...

مرگ گفت : الان نوبت توئه که ببرمت ...



ادامه مطلب

پنجشنبه 3 بهمن 1392

جهنم

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

آدمی بد کار به هنگام مرگ فرشته ای را دید که نزدیک در دروازه های جهنم ایستاده بود.

فرشته ای به او گفت: یک کار خوب در زندگیت انجام داده ای و همان به تو کمک خواهد کرد. خوب فکر کن چی بوده!

مرد به یاد آورد که یک بار هنگامی که در جنگل مشغول رفتن بود عنکبوتی را سر راهش دید و برای آنکه آن را زیر پا له نکند مسیرش را تغییر داد.

فرشته لبخند زد و تار عنکبوتی از آسمان پایین آمد و با خود مرد را به بهشت برد. عده ای از جهنمی ها نیز از فرصت استفاده کرده تا از تار بالا بیایند. اما مرد آنها را به پایین هل داد مبادا که تار پاره شود. در این لحظه تار پاره شد و مرد دوباره به جهنم سقوط کرد.

فرشته گفت: افسوس! تنها به فکر خود بودن همان یک کار خوبی را که باعث نجات تو بود ضایع کرد.
عصر ایران


چهارشنبه 25 دی 1392

خرت سنگ بشه

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

زاهدی کیسه ای گندم نزد آسیابان برد. آسیابان گندم او را در کنار سایر کیسه ها گذاشت تا به نوبت آرد کند.

زاهد گفت: «اگر گندم مرا زودتر آرد نکنی دعا می کنم خرت سنگ بشود».

آسیابان گفت: «تو که چنین مستجاب الدعوه هستی دعا کن گندمت آرد بشود.»


پنجشنبه 19 دی 1392

اشتباهی که باعث تفاهم می شود!

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    


 مرد از راه می رسه ناراحت و عبوس

زن : چی شده؟...



ادامه مطلب

یکشنبه 15 دی 1392

بیسکویت سوخته

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

 زمانی که من بچه بودم،مادرم علاقه داشت گهگاهی غذای ساده صبحانه را برای شب هم آماده کند. یک شب را خوب یادم مانده که مادرم پس از گذراندن یک روز سخت و طولانی در سر کار، شام ساده ای مانند صبحانه تهیه کرده بود. آن شب پس از زمان زیادی، مادرم بشقاب شام را با تخم مرغ، سوسیس و بیسکویت های بسیار سوخته، جلوی پدرم گذاشت. یادم می آید منتظر شدم ببینم آیا او هم متوجه سوختگی بیسکویت ها شده است!...



ادامه مطلب

چهارشنبه 27 آذر 1392

پسرک و دختر جوان

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

پسر فقیری که از راه فروش خرت و پرت در محلات شهر، خرج تحصیل خود را بدست میآورد یک روز به شدت دچار تنگدستی شد. او فقط یک سکه ناقابل در جیب داشت. در حالی که گرسنگی سخت به او فشار میاورد، تصمیم گرفت از خانه ای تقاضای غذا کند. با این حال وقتی دختر جوانی در را به رویش گشود، دستپاچه شد و به جای غذا یک لیوان آب خواست...



ادامه مطلب

چهارشنبه 27 آذر 1392

قیمت پادشاهی

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

روزی بهلول بر هارون وارد شد. هارون گفت: ای بهلول مرا پندی ده. بهلول گفت: اگر در بیابانی هیچ آبی نباشد تشنگی بر تو غلبه کند و می خواهی به هلاکت برسی چه می دهی تا تو را جرئه ای آب دهند که خود را سیراب کنی؟ گفت: صد دینار طلا. 

بهلول گفت اگر صاحب آن به پول رضایت ندهد چه می دهی؟ گفت:...  نصف پادشاهی خود را می دهم.
 
بهلول گفت: پس از آنکه آشامیدی، اگر به مرض حیس الیوم مبتلا گردی و نتوانی آن را رفع کنی، باز چه می دهی تا کسی آن مریضی را از بین ببرد؟ 

هارون گفت: نصف دیگر پادشاهی خود را می دهم. بهلول گفت: پس مغرور به این پادشاهی نباش که قیمت آن یک جرعه آب بیش نیست. آیا سزاوار نیست که با خلق خدای عزوجل نیکوئی کنی؟!


یکشنبه 17 آذر 1392

عدل یا ظلم خدا

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

زنى به حضور حضرت داوود (ع) آمد و گفت: اى پیامبر خدا پروردگار تو ظالم است یا عادل؟...



ادامه مطلب

یکشنبه 17 آذر 1392

ماچقد زود باوریم

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

دانشجویی که سال آخر دانشگاه را می گذراند به خاطر پروژه ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت. ..



ادامه مطلب

یکشنبه 17 آذر 1392

راهکار ساده

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

در یک شرکت بزرگ ژاپنی که تولید وسایل آرایشی را برعهده داشت یک مورد به یاد ماندنی اتفاق افتاد...



ادامه مطلب

چهارشنبه 13 آذر 1392

مرد مال باخته و کریم خان زند

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

مردی به دربار خان زند می رود و با ناله و فریاد می خواهد تا کریمخان را ملاقات کند. سربازان مانع ورودش می شوند. خان زند در حال کشیدن قلیان ناله و فریاد مردی را می شنود و می پرسد ماجرا چیست؟ پس از گزارش سربازان به خان ؛ وی دستور می دهد که مرد را به حضورش ببرند. مرد به حضور خان زند می رسد.

خان از وی می پرسد که چه شده است این چنین ناله وفریاد می کنی؟

...


ادامه مطلب

دوشنبه 11 آذر 1392

رفاقت به معنای واقعی

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

دوست دیرینه اش در وسط میدان جنگ افتاده ، می توانست بیزاری و نفرتی که از جنگ تمام وجودش را فرا گرفته ، حس کند.سنگر آنها توسط نیروهای بی وقفه دشمن محاصره شده بود...



ادامه مطلب

چهارشنبه 29 آبان 1392

خوشمزه ترین ساندویچ جهان

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

سالن فرودگاه به نسبت خلوت بود و به نظر می رسید در این ساعت روز هواپیماها هم خیلی پرواز نمی کنند. گرمای ظهر، یوتا را حسابی خسته کرده بود و توان ایستادن نداشت. یک لیوان لیموناد خنک گرفت و روی اولین صندلی نشست. اینقدر خسته بود که حتی توان نداشت چشم هایش را باز نگه دارد.

...


ادامه مطلب

چهارشنبه 29 آبان 1392

قیمت مغز

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

بالاخره دکتر وارد شد ، با نگاهی خسته، ناراحت و جدی 

دکتر در حالی که قیافه نگرانی به خودش گرفته بود گفت :"متاسفم که باید حامل خبر  بدی براتون باشم.  تنها امیدی که در حال حاضر برای عزیزتون باقی مونده، پیوند مغزه این عمل ، کاملا در مرحله أزمایش ، ریسکی و خطرناکه ولی در عین حال راه دیگه ای هم وجود نداره, بیمه کل هزینه عمل را پرداخت میکنه  ولی هز ینه مغز رو خودتون باید پرداخت کنین."  اعضا خانواده در سکوت مطلق به گفته های دکتر گوش می کردن ,  بعد از مدتی بالاخره یکیشون پرسید:" خب , قیمت یه مغز چنده؟" دکتر بلافاصله جواب داد5000$" برای مغز یک زن و 200$ برای مغز یک مرد."

...


ادامه مطلب

چهارشنبه 8 آبان 1392

پادشاه و تخته سنگ

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

در زمان های گذشته ، پادشاهی تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و برای این كه عكس العمل مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی كرد.
بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از كنار تخته سنگ می گذشتند. بسیاری هم غرولند می كردندكه این چه شهری است كه نظم ندارد، حاكم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است و ... با وجود این هیچ كس تخته سنگ را از وسط برنمی داشت ....


ادامه مطلب

چهارشنبه 8 آبان 1392

این گونه باید به همسایه توجه داشت

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

جام نیوز - مرحوم سیدجواد عاملی صاحب مفتاح‌الکرامه از شاگردان علامه سیدمهدی بحرالعلوم(ره) بود.

شبی موقع صرف شام، علامه‎ بحرالعلوم (ره)، سید را به منزل خویش احضار کرد و وقتی شاگرد به منزل استاد ‌رسید، دید استاد کنار سفره نشسته و دست به غذا نمی‌زند. علامه بحرالعلوم با خشم شاگرد را مورد عتاب قرار داده و فرمود: سیدجواد! از خدا نمی‌ترسی، از خدا شرم نداری؟...




ادامه مطلب

چهارشنبه 17 مهر 1392

توهم خواستگار

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

دختر تنها ! از تنهایی خسته شده بود از طرفی دوست داشت هر چه زودتر ازدوج کنه برای همین از دوستش خواست راهنمایی اش کنه دوستش میگه : من هم تنهام ، بیا با هم بریم کوه ، چون شنیدم خیلی از مردهای آماده ازدواج و تنها برای پیدا کردن زن میرن کوه ...



ادامه مطلب

یکشنبه 14 مهر 1392

وصیت مرد خسیس

   نوشته شده توسط: سینا صفریان    

روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پول و داریی زیادی جمع کرده بود، قبل از مرگ به زنش گفت: من می خواهم تمامی اموالم را به آن دنیا ببرم .او از زنش قول گرفت که تمامی پول هایش را به همراهش در تابوت دفن کند.زن نیز قول داد که چنین کند.چند روز بعد مرد خسیس دار فانی را وداع کرد....



ادامه مطلب

تعداد کل صفحات: 4 1 2 3 4


ساعت فلش



ساعت فلش



پیچک

كد تقویم

قالب وبلاگ

ابزار نظرسنجی

نظرسنجی
پیچک دریافت کد ذکر ایام هفته برای وبلاگ

فال حافظ



دیکشنری آنلاین

دیکشنری آنلاین


..

طالع بینی ازدواج

پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک


بازی آنلاین


جاوا اسكریپت


ابزار چت روم

چت روم



مترجم سایت

مترجم سایت

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

آپلود عكس

آپلود عكس

کد نمایش آب و هوا

کد نمایش آب و هوا

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود آهنگ جدید خرید ساعت مچی نیازمندی های آستارا - پایگاه نیازمندی های شهرستان آستارا دانلود آهنگ جدید امید جهان [cb:post_like]